ميلاد سرور جوانان عالم، حضرت علي اکبر و روز جوان مبارک باد.

|
همه چی از همه جا |
||
|
ميلاد سرور جوانان عالم، حضرت علي اکبر و روز جوان مبارک باد. نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 توسط شیرین و شیما
خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود. بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري مي کرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود. پس تصميم گرفت يه کتاب بخره و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه. اون همينطور يه پاکت شيريني خريد. اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود. تا هم با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه کنار دستش. اون جايي که پاکت شيريني اش بود. يه آقايي نشست روي صندلي کنارش و شروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود .وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت برداشت. آقاهه هم يه دونه ورداشت. خانومه عصباني شد ولي به روش نياورد. فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره. اگه حال و حوصله داشتم حسابي حالشو مي گرفتم . هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت. آقاهه هم يکي ور ميداشت. ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود. خانومه فکر کرد اه. حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي چه عکس العملي نشون ميده.. هان؟؟؟؟ آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت. دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و نصف ديگه شو خودش خورد. اين ديگه خيلي رو ميخواد... خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد. در حالي که حسابي قاطي کرده بود، بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت و عصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره که يک دفعه غافلگير شد چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .دست نخورده و باز نشده فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد. اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي خريده بود تو کيفش گذاشته بود اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود در زماني که اون عصباني بود و فکر مي کرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اون آقا ميخوره و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم نداره!!! چهار چيز هست که غير قابل جبران و برگشت ناپذير هست سنگ بعد از اين که پرتاب شد. دشنام بعد از اين که گفته شد. موقعيت بعد از اين که از دست رفت و زمان بعد از اين که گذشت و سپري شد. نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 توسط شیرین و شیما
فصل مجازهاست بهار روزی رویا خواهد شد و چهار راه فصول هم. زمین گرمش است، تب دارد دانه ها گیج شده اند وحنای تقویم این وسواسی پیر که طوطی وار عدد سی را برای پایان اسفند تکرار می کند دیگر رنگی ندارد و اول بهار می تواند روزی از روزهای ماه بهمن باشد. فصل مجازهاست بهار نمایشگرها، ال سی دی و پلاسما و تلفن های همراه که زود به زود نو می شوند تو می توتنی مرا نبینی و برایم پیامک بفرستی : "سال نو مبارک" و من می توانم عکس سفره هفت سین را با خنده زورکی ام برایت ام ام اس کنم و با پی ام تری یا فور آواز گنجشک ها را برای روز مبادا نگه دارم روزی که صدای پرنده ها خاطره خواهد شد و هیجان دیدن پروانه ها در دشت های پرگل هم. و سریال خارجی "گمشدگان" را بی وقفه تماشا کنی بی آنکه بدانی در آخر این تویی که گم شده ای. فصل مجازهاست و شهر الکترونیکی هدیه ی آن مرد روستایی است که می خواهد حتی حج را مجازی کند و احساس طواف را با عینکی در من برانگیزد. روستا و شهر هرچه ندارد حتی هوا، اشکالی ندارد باید آی تی را جا انداخت ! باید تلفن همراه داشت تا ناجیه و صادق وقتی گوسفندان را به چرا می برند برای هم بلوتوث شهری های متمدن را بفرستند و جوک های بی مزه شان را و گوگل را جستجو کنند باید سرگرم شد حتی اگر زمین گرم و گرمتر شود حتی اگر علفها و گوسفندها کم تر شوند. فصل مجازهاست بچه ها گرمای رایانه را به خنکای آبشارها ترجیح می دهند و ما دیگر به پیک نیک نمی رویم دسته جمعی ناهار نمی خوریم و "وسطی" بازی نمی کنیم. امسال بچه ها عیدی شان را از اسطوره های اروپایی بازی وارکرفت خواهند گرفت صورت مسخ شده شان را که با خشمی دیوانه بار بر دکمه های کیبورد می کوبند آنها غذا نمی خورند، آب نمی خواهند و دست به آب نمی روند تا جنگ را نبازند. فصل مجازهاست میکرومدارها و کریستال های مایع که باید زیاد تولید شوند حتی اگر به قیمت روییدن کاج ها در خاک های منجمد قطب باشد حتی اگر گوزن های شمالی کم شوند حتی اگر همه مسموم شویم. چرا فکر می کنی فقط نهنگ ها دسته جمعی خودکشی می کنند ؟ شاید تو به زودی مسافر کشتی بدون نوحی باشی در صلحی سبز ! در این کره که قرار است دیگر بیشتر آبی باشد تا خاکی... نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط شیرین و شیما
گروه هتلهاي كيش – معرفي و رزرو هتل
مركز رزرواسيون هتلهاي كيش
هتل فانوس
هتل تعطيلات
هتل داريوش
هتل سانرايز
هتل مريم
هتل ارم
هتل صدف
هتل شايان
هتل آبادگران ايران نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 توسط شیرین و شیما
بانک اقتصاد نوين
بانک پارسيان
بانک پاسارگاد
بانک کارآفرين
بانک سامان
بانک سرمايه
موسسه مالي و اعتباري قوامين
موسسه مالي و اعتباري مهر
موسسه مالي و اعتباري سينا نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1387 توسط شیرین و شیما
سلام به دوستای عزیز این بار یه تست هوش براتون گذاشتیم که امیدواریم خوشتون بیاد.
باید پس از خواندن سوال در عرض فقط ۱۰ ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط شیرین و شیما
باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند. ابر، حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند. باتو، دریا با من مهربا نی می کند. بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد.
« دکتر علی شریعتی »
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم بهمن 1387 توسط شیرین و شیما
ایام عزاداری سالار شهیدان را به شما عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت عرض می کنیم.
دوستای مهربون بیاین همگی برای نجات مردم مظلوم غزه دعا کنیم.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم دی 1387 توسط شیرین و شیما
السلام ای وادی کرببلا السلام ای سرزمین پر بلا السلام ای جلوه گاه ذوالمنن السلام ای کشته های بی کفن
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود دلها همه آماده ی پرواز شود با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود
حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . لطفا برای دیدن بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم دی 1387 توسط شیرین و شیما
خلاصهاى از واقعه غديراعلان عمومى براى سفر حجدر سال دهم هجرت،به دستور الهى آخرين سفر پيامبر صلى الله عليه و آله به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه عليهم السلام آغاز شد.در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آنحضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت. بلافاصله پس از پايان مراسم حج،اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامهاى مهم در غدير خم كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروانها بود حضور يابند. سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.
اجتماع عظيم در غدير
با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله صادر شد و مركبها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جائى براى توقف سه روزه آماده كرد. به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله، سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان، پارچهاى به عنوان سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر صلى الله عليه و آله از سنگها و روانداز شتران ساختند به طورى كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند. هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر ايستادند و امير المؤمنين عليه السلام را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه،امير المؤمنين عليه السلام بر فراز منبر يك پله پائينتر در طرف راست آنحضرت ايستاده بودند.
سخنرانى پيامبر صلى الله عليه و آله
پيامبر صلى الله عليه و آله نگاهى به سمت راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند.سپس سخنرانى تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند. با در نظر گرفتن اين شكل خاص از منبر و سخنرانى كه دو نفر بر فراز منبر در حال قيام ديده مىشوند به استقبال سخنان حضرت مىرويم كه آنرا مىتوان در يازده بخش ترسيم نمود: پيامبر صلى الله عليه و آله در اولين بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذكر فرمودند و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند . در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصريح كردند كه بايد فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب عليه السلام ابلاغ كنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرساندهام و ترس از عذاب او دارم . در سومين بخش، حضرت امامت دوازده امام عليهم السلام را تا آخرين روز دنيا اعلام نمودند تا همه طمعها يكباره قطع شود.از نكات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همه انسانها در طول زمانها و در همه مكانها و نفوذ كلماتشان در جميع امور بود و نيابت تام ائمه عليهم السلام را از خدا و رسول در حلال و حرام و جميع اختيارات اعلام فرمودند . براى آنكه هر گونه ابهامى از بين برود و دست منافقين از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پيامبر صلى الله عليه و آله با دستهاى مبارك بازوان امير المؤمنين عليه السلام را گرفتند و آنحضرت را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آنحضرت محاذى زانوان پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت. در اين حال فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه،اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»، «هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بودهام اين على هم نسبت به او صاحب اختيارتر است.خدايا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد و يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار كن هر كس او را خوار كند». سپس كمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه عليهم السلام اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند. در بخش پنجم حضرت صريحا فرمودند: «هر كس از ولايت ائمه عليهم السلام سرباز زند اعمال نيكش سقوط مىكند و در جهنم خواهد بود». بعد از آن شمهاى از فضائل امير المؤمنين عليه السلام را متذكر شدند. مرحله ششم از سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله جنبه غضب الهى را نمودار كرد. حضرت با تلاوت آيات عذاب و لعن از قرآن فرمودند:« منظور از اين آيات عدهاى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشمپوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده است و چشمپوشى از آنان در دنيا مانع از عذاب آخرت نيست ». سپس به امامان گمراهى كه مردم را به جهنم مىكشانند اشاره كرده فرمودند: « من از همه آنان بيزارم ».اشارهاى رمزى هم به«اصحاب صحيفه ملعونه» داشتند و تصريح كردند كه بعد از من مقام امامت را غصب مىكنند و سپس غاصبين را لعنت كردند. در بخش هفتم، حضرت تكيه سخن را بر اثرات ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام قرار دادند و فرمودند: « اصحاب صراط مستقيم در سوره حمد شيعيان اهل بيت عليهم السلام هستند». سپس آياتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت كردند و آنها را به شيعيان و پيروان آل محمد عليهم السلام تفسير فرمودند. آياتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد عليهم السلام معنى كردند. در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقية الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره كردند و آيندهاى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانيان مژده دادند. در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابى طالب عليه السلام دعوت مىكنم. پشتوانه اين بيعت آن است كه من با خداوند بيعت كردهام و على هم با من بيعت نموده است. پس از اين بيعتى كه از شما مىگيرم از طرف خداوند و بيعت با حقتعالى است. در دهمين بخش، حضرت درباره احكام الهى سخن گفتند كه مقصود بيان چند پايه مهم عقيدتى بود: از جمله اينكه چون بيان همه حلالها و حرامها توسط من امكان ندارد با بيعتى كه از شما درباره ائمه عليهم السلام مىگيرم بنوعى حلال و حرام را تا روز قيامت بيان كردهام. ديگر اينكه بالاترين امر به معروف و نهى از منكر، تبليغ پيام غدير درباره امامان عليهم السلام و امر به اطاعت از ايشان و نهى از مخالفتشان است. در آخرين مرحله خطابه، بيعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعيت انبوه و شرائط غير عادى زمان و مكان و عدم امكان بيعت با دست براى همه مردم، فرمودند: « خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبانهاى شما اقرار بگيرم». سپس مطلبى را كه مىبايست همه مردم به آن اقرار مىكردند تعيين كردند كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام عليهم السلام و عهد و پيمان بر عدم تغيير و تبديل و بر رساندن پيام غدير به نسلهاى آينده و غائبان از غدير بود. در ضمن بيعت با دست هم حساب مىشد زيرا حضرت فرمودند: « بگوئيد با جان و زبان و دستمان بيعت مىكنيم». بيعت عمومىپس از اتمام خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله، دو خيمه بر پا شد كه در يكى خود آن حضرت و در ديگرى امير المؤمنين عليه السلام، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خيمه حضرت مىشدند و پس از بيعت و تبريك، در خيمه امير المؤمنين عليه السلام حضور مىيافتند و با آن حضرت بيعت مىكردند و تبريك مىگفتند. زنان نيز، با قرار دادن ظرف آبى كه پردهاى در وسط آن بود بيعت نمودند. به اين صورت كه امير المؤمنين عليه السلام دست مبارك را در يك سوى پرده داخل آب قرار مىدادند و در سوى ديگر زنان دست خود را در آب قرار مىدادند. وقايع سه روز در غديردر طول سه روز توقف در غدير، پس از ايراد خطابه چند جريان به عنوان تأكيد و به نشانه اهميت غدير به وقوع پيوست كه شرح آن چنين است: پيامبر صلى الله عليه و آله در اين مراسم، عمامه خود را که « سحاب» نام داشت به عنوان افتخار بر سر امير المؤمنين عليه السلام قرار دادند. حسان بن ثابت از پيامبر صلى الله عليه و آله در خواست كرد تا در مورد غدير شعرى بگويد و با اجازه حضرت اولين شعر غدير را سرود. جبرئيل عليه السلام به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: « پيامبر براى على بن ابى طالب عهد و پيمانى گرفت كه جز كافر به خدا و رسولش آنرا بر هم نمىزند ». مردى از منافقين گفت: « خدايا اگر آنچه محمد مىگويد از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست». در همين لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاك كرد و اين معجزه غدير تأييد الهى را بر همگان روشن كرد. پس از سه روز مراسم پر شور غدير پايان يافت و آن روزها به عنوان « ايام الولاية » در صفحات تاريخ نقش بست. مردم پس از وداع با پيامبرشان و معرفت كامل به جانشينان آن حضرت تا روز قيامت، راهى شهر و ديار خود شدند. خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و خداوند بدينگونه حجتش را بر همه مردم تمام كرد.
عيد کمال دين، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان وپيروان ولايت خجسته باد. نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 توسط شیرین و شیما
عیدتون مبارک
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر 1387 توسط شیرین و شیما
لیلی قصه اش را دوباره خواند. برای هزارومین بار و مثل هر بار لیلی قصه باز هم مرد.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آذر 1387 توسط شیرین و شیما
بانک ملی ایران
بانک صادرات
بانک تجارت
بانک سپه
بانک ملت
بانک رفاه
بانک مسکن
بانک کشاورزی
بانک صنعت و معدن
بانک توسعه ی صادرات ایران
پست بانک ایران نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم آذر 1387 توسط شیرین و شیما
چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو . نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط شیرین و شیما
سلام خیلی خیلی خیلی خیلی خوش اومدید به وبلاگ ما، قراره که همه چی از همه جا براتون اینجا بذاریم، از sms، عکس، شعر و .... گرفته تا هر چی که فکرشو بکنی. به هر حال امیدواریم اوقات خوبی رو اینجا سپری کنید. منتظرتون هستیم، منتظر ما باشید..... نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 توسط شیرین و شیما
میلاد معطر گل و نور و طراوت، ایثار و عشق و اخلاص، شاه بیت لطیف غزل دلنشین افرینش، شکوفایی هشتمین گل بوستان ولایت، حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا المرتضی (ع) ، را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان و شما و کلیه عاشقان تبریک میگویم.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1387 توسط شیرین و شیما
|
||